دوست دارم - تاریخ: 1394/9/3 ساعت: 11:30
دوست دارم قدر اينکه تنهاييهامو در کنج ديوار و اشکهايم را با فرش زير پام تقيسيم کردم دوست دارم قدر اين که عشقت تو قلبمه تازماني که نفس ميکشم  دوست دارم قدر اين که يادت تو ذهنمه تا زماني که حافظم ياري کنه چه حس غريبيه عاشقانه ها را با هم تقسيم ميکنيم حتي اگه فقط يه رويا  باشه باز م دوست دارم منتي نيست...
ریشه - تاریخ: 1394/8/14 ساعت: 8:27
حس کينه دارم بيترديد زخمي رو گونه دارم گلايه از روز گار دارم  زبانم بند امده از بي رحمي روزگار  چه نفرت انگيزن ادمهايي که سيماي  دروني خبيث و چهره ظاهريشان  با با ماسک عدالت ميپوشانند گردش روز گار فقط  نمک به زخمهاي  کهنه  ميپاشد  تا از ياد نروند  وفراموش نشوند  ميگن عاشقانه ها را بايد تقسيم کرد  عش...
وداع - تاریخ: 1394/8/14 ساعت: 8:26
مينويسم دل نوشته هايم را کف شنهاي ساحل وچه غم انگيزه  اب شور دريا ميشوره اين حس بيقراريهامو  گريستم به حال خودم  چرا که دست نوازشي نيست به سويم نگاهم خيره ماند به افق  غروب دريا وصداي مرغان دريايي پيچيده  تو گوشم  وبا زوزه ي باد ميگذره اين ثانيه هاي زندگيم من بي تو تنها شدم بهت قول قول داده بودم بعد...
نقطه سر خط - تاریخ: 1394/5/20 ساعت: 15:00
در حاشیه ساحل بی انگیزه به انتظار غروب ایستاده ام کاش میشد موجهای خروشان که بر سطح دریا متلاطمن بغض منو در هم میشکستند  حرفهای حبس شده در سینه ام را ه گلومو بسته و اجازه تنفس بهم نمیده خسته ام از این ادما که برای انها فقط سنگ سبور  دلهای شکسته و غم زده شان بودمتا سبک بشن  اما کسی نیست برای یک بار هم...
تلنگر - تاریخ: 1394/5/20 ساعت: 14:48
دلم لرزید دیگه نمیشناسمت  سنگینی نگاهت اوار شده رو سرم  حس گریه دارم گلایه از روزگار دارم میخوام توی شعرام لای تک تک واژهایش گم بشم خاطره بشم عمق فاجعه را ببین که تیزی نگاهت که با نوک پیکان لبه برند هاش  که قلبمو نشونه گرفته احساسش مییکنم  با دل وجون ابراز علاقه کردم اما پشت غرورت پنهان شدی و احساسم...
تعبیر - تاریخ: 1394/5/20 ساعت: 14:37
ذهن پریشون من یاد وخاطرات تو را داره از یاد میبره بخت واقبال من با تیرگی روز گار  پیوندی جدا ناشدنی از هم هستن  سایه شوم حصرت حک شده به دل چرکینم که غبار پلیدی جای محبت وگرفتهو اجازه تنفس به این ذهن خسته درمانده وپیکر بی جانم نمیده دلم اشوبه تصور نمیکردم رویای من زیر چتر نگاهت خیس بشه  در تنهایی خود...
کابوس - تاریخ: 1394/3/27 ساعت: 15:55
فاصله عشقت را ازمن گرفت اما بیخیال قلبم از طپش ایستاد که حرف از جدایی زدی نگو که جدایی اخرین واژه است نگو که دل از من بریدی به همین سادگی با ورق زدن  برگی از صفحه روزگار فراموشم کردی میدونم که میدونی عاشقت بودم اما معشوقه خوبی نبودی نمیدونم لابه لای خاطره های گذشته دنبال چی میگردی که اینطور حراسون ل...
رویای شیرین - تاریخ: 1394/3/27 ساعت: 15:47
یه بار دیگه تو خیالم دستام وبگیر  بدونم تا دنیا دنیاست در کنارم میمونی حتی اگه خیال باشه با اینکه رویام واقعیت نداره نمیخوام از خیال تو دربیام لحظه قشنگیه دست تو توی دستای من انگار دنیا را بهم دا دن  حضور تو در کنار من یه نعمته و با تو چه زود زمان میگذره  از یاد میبرم غم وغصه هران چیزی که فرصت فکر ک...
خاطره - تاریخ: 1394/3/27 ساعت: 15:39
دلتنگ روزهای از یاد رفته شده ام   از صمیم قلب به ارزوهای از یاد رفته که با قایق کاغذی  بر اب روان جوی که با وزش باد در امتداد افق حرکت میکند میاندیشم در  خیال کودکانه ام نمیگنجید که با دور شدن این قایق باور هایم این گونه دچار تغییر وتحول شوند تصور این که با حر کت کردنش موانعی هم وجود دارد حتی به ذهن...
رهایی - تاریخ: 1394/3/27 ساعت: 15:30
از من پرسیدی چرا دراین  اتاق تاریک با پنجره ای رو به اسمان در کنج دیوار پیله ای به دور خود  تنیده ام    از من پرسیدی چرا از روشنایی بیزارم وبا طلوع افتاب قهر کرده ام از من پرسیدی رنگ مهتاب ودیده ام واسمان پر از ستاره را تجسم کردم از من پرسیدی پیام پرستو که خبر از امدن  بهار را با نجوای خود زمزمه میک...
لبخند - تاریخ: 1393/12/11 ساعت: 13:38
لبخند تو همانند شکوفه در فصل بهار من را وادار به سکوت میکند لحظه ای من رااز همه دلبستگی های ظاهری و زود گذر رهایم میکند من دراعماق تاریکی فرو رفتم وتو با لبخندت امید به زندگی را به من هدیه دادی با دیدن چهره معصوم تو حلقه اشک در چشمانم موج میزند واین حس عجیب عشق با هجی کردن کلمه دوست داشتن در میان ای...
زندگی - تاریخ: 1393/12/11 ساعت: 13:39
تو رفتی من را لابه لای این همه خاطره با قاب عکسی کهنه رهایم کردی خاطراتت مثل زخم های کهنه وجودم را ازار میدهد کاش میشد به همین سادگی که فراموشم کردی رهایت میکردم ازاین همه فکر وخیال بیزارم نه خاطره میخوام نه صدایت را میدانم شادمانی از شکستن قلبم بیفکری من از رویای باتو بودن تو را خیال باطل غلبه بر ذ...
مرگ طبیعی - تاریخ: 1393/12/11 ساعت: 13:14
خدایا این روزا بدجور دلم شکسته وجودم پر شده از غم واه وافسوس نمیدونم چرا احساس مرگ شده خوره وجودم نیمه پنهان تاریک من سودای مرگ را جست وجو میکند وحشت من از این دنیا واخرت است فریاد من از هدف پوچ وبی ارزش درسالیان دراز که در دامنه کوه سرمیکشد قلب من از پش ایستاد وقتی تو من را از یاد وخاطرت پاک کردی د...
سمت خدا - تاریخ: 1393/12/6 ساعت: 14:49
دلم اشوبه چند وقتی که خبری ازت نیست قرارمون همون پنجره پر از شور احساس که خاطر هها مون را انجا ساختیم بود اما تو نبودی نیومدی سر قرار دل نگرانت شدم قلبم تند تند میزنه ذهنم یه لحظه از فکر تو غافل نشده اما فراری هستم از یک سوال ایا تو لحظه ای به من فکر کردی بگذریم از این همه اظطراب که همانند نوشیدن جا...
فریاد باد - تاریخ: 1393/12/6 ساعت: 14:50
بدون خداحافظی از من دل کندی بدون هیچ کلامی از من گریزان شدی این گونه ناسپاسی در حق من روا نبود با سکوت پلی از بهانه ساختی  و ارام ارام ازش عبور کردی هوا سنگین شد به سختی تنفس میکنم اما تو باور نکردی جون من به جون تو بسته است خیال کردم نفسهای اخرمه اما تو حتی پشت سرت هم نگاه نکردی اخه بی انصاف قد یه ...
ترحم - تاریخ: 1393/12/6 ساعت: 14:51
ازمن دور شو از ذهنم پاکت کردم داشتم فراموش میکردم روزی به تو علاقه مند بودم چی شد اون خود خواهی غرور که مایه افتخارت بود توصیف عشق از نگاه من که صادقانه وبی ریا بود چیزی جز تمسخر برایم فراهم نکردی یادت رفته کوچک کردن ادما یکی از خصلت های مورد علاقه ات بود نکنه  با ترحم کردن بازی جدیدی میخوای راه بند...
سر مشق عشق - تاریخ: 1393/10/19 ساعت: 13:10
امروز ساز دهنیم را دردستانم گرفتم  وملودی از سر دلتنگی مینوازم عهد بستیم همچون روشنایی روز وسیاهی شب در کنار هم باشیم میدانم  این فاصله خط فرض میان شناخت بهتر از خودمان هست  این روزا گیج و سردرگم شده ام به خاطر دوری از تو انگار گمشده ای دارم نت های مختلف را در ساز دهنیم به کار میبرم که شاید مرهمی بر...
نور چشمی - تاریخ: 1393/10/19 ساعت: 13:00
حواست نیست این روزا  نکنه بابت حرفام دلخور شده باشی اگه درتوانم نیست احساساتم را همانند درخشش مهتاب در اسمان توصیف کنمچرا که همچون فولاد ابدیده سخت وشکننده شدم زخمهای کهنه بر پیکرم همواره یادگاری جدال با سرنوشت بود وبرایم رنجش اوراست زخمهایی از جنس نفسهایی حبس شده به دلیل دل دادن حسی عاشقانه در سکوت...
امید - تاریخ: 1393/10/19 ساعت: 12:47
دل من دیدی چطور خط خطی شد دفتر شعرم دیدی ساده بودن  حرفهایم از عشق  واژه سنگ دل بودن را با مهر روزگار به پیشانیم چسباندن حرفهایم از جنس محبت اما تعبیر بی صفتی شد دل من جای ما توی این صفحه ابی پهناور نیست اگه بغضم گرفته اگه محکوم به غم هستم نمیخوام وقتی در کنارت می ایستم به جای شادی کردن اجازه ندارم ...
فاصله - تاریخ: 1393/10/19 ساعت: 12:40
چشمهایم  خیره به اسمان در انتظار  دیدن دوباره تو  چه سخته کسی را دوست داشتن ولی در عشق تو تردید داشته باشه ترسم از فراموش شدن میان حصار شک وتردیده خسته ام از گفتن احساساتم که به زبان شعر بیان میکنم میان این دوراهی حد وس وجود نداره تو فقط از من دورتر و دورتر میشوی دل من از این دنیا پره چرا کسی نیست ب...