سلام خوش امدید شقایق بر ات ارزوی خوشبختی میکنم از ته دل www.reza720@chmail.ir
در حاشیه ساحل بی انگیزه به انتظار غروب ایستاده ام
کاش میشد موجهای خروشان که بر سطح دریا متلاطمن بغض منو در هم میشکستند
حرفهای حبس شده در سینه ام را ه گلومو بسته و اجازه تنفس بهم نمیده
خسته ام از این ادما که برای انها فقط سنگ سبور دلهای شکسته و غم زده شان بودمتا سبک بشن
اما کسی نیست برای یک بار هم که شده پای در دو دل من بدون کنایه وقضاوت و غرور بشینه
این روزا هوای دلم ابریه و حرف نزدن وسکوت کردن برام عادی شده
حلقه اشک در چشمانم جمع شده و گریه بی تفاوت به حال من را ه خود شو میره
بی صدا در تاریکی و ظلمت شب وبا سکوت فریاد میزنم
روحم یخ زده از سردی رفتار ادمها اگه مهربون باشی میگن دیوانه ای اگه سخت و جدی باشی میگن از خود راضی هستی
خدایا دلم اروم نمیگیره مثل همیشه به این لحظه که میرسم میگم نقطه سر خط یه روز جدید دیگه ای را با نام و یاد خدای مهربان که برای دلهای شکسته هیچ وقت بهانه نمیاورد اغاز میکنم
برچسب:
نویسنده: رضا